X
تبلیغات
رایتل

تانگوی چند نفره

ارامشی که نیست در جنگی هم اگر حاضر نبودیم ، جنگی در ما حاضر بوده همیشه .
جمعه 1 اردیبهشت 1396

39


دست زیر چونه طبق معمول همیشه مشغول فکر کردن  هستم وبیخود به صفحه ی مانیتور زل زدم

دلم میخواد درختی با میوه ی کتاب تو خونه داشتم یا یه چراغ جادو که بجای سه آرزو بی نهایت خواسته  رو براورده می کرد

خیلی بی مزه میشه که هر وقت اراده کنی خواسته هات برآورده بشه اما همونقدر یا شایدم بیشتر بی مزه است که حسرت خیلی چیزا به دلت بمونه

چند تا کتاب سفارش داده بودم که فقط باید هزینش رو پرداخت می کردم اما بعد از بحران وال استریتی که تو خونه پیش اومد کنسلش کردم

کتابی برای خودن ندارم بخاطر همین با تمام وجود از خدا میخوام حداقل تا فردا یه درخت برآورده کننده ی خواسته های کتابی بهم بده فکرشُ کن یه صندلی گهواره ای زیر سایه ی درخت بگذاری وفقط بهش بگی درخت جان فلان کتاب  بعد دستتُ دراز کنی از یکی از شاخه هاش کتاب مورد علاقتو بچینی  و همینطور که  تو گهوارت نشستی  کتاب بخونی

فکر بعدی که میاد تو ذهنم اینِ که ای کاش توان سفر در زمان رو داشتم  اونوقت به قرن نوزده می رفتم و تو یکی از سالهای اون قرن تو کشور امریکا زندگی مشترک با یه گاوچرون رو تجربه می کردم  و یا تو همون سالها دختر جنگجوی گاو  نشسته می شدم دختر سرخپوستی که  باعث اتحاد قبایل میشد و پوز سفید پوستا رو به خاک می مالید 

یا رابین هود از نوع کابویش میشدم از همونایی که کلینت ایستوود نقششون رو معرکه بازی میکرد ٬ برای دستگیریم هزار دلار جایزه میگذاشتن و جایزه بگیرا دنبالم بودن

وقتی از این افکار میام بیرون که برادرزاده دو سالم میگه عمه  و سر بر میگردونم و می بینم جفت پا رفته تو لپ  تاپم و داره با ذوق بچگونه کار خرابی میکنه  ,و اگه کسی این افکار رو قطع نکنه معمولا تا جایی ادامه پیدا میکنه که از خستگی بیهوش میشم وخوابم می بره و ادامه داستان افکارم رو تو سینمای ذهنم بصورت خوابهایی فیلم مانند می بینم


نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 ساعت 03:01
+ sadeq
بخواب!
بدون اینکه ساعتو کوک کنی
بخواب!
به رویاهات بپوشون از جنس حقیقت
لباس!
تنها جاده ایه که پیدا میکنی توش
نجات!
بدون اینکه ساعتو کوک کنی
بخواب!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشم اومد ازش
مرسی
کاش میشد تو دنیای خوابها زندگی کرد اما خوابای خوش
شنبه 2 اردیبهشت 1396 ساعت 09:15
+ سامورایی
کتابخونه‌ی عمومی میتونه اون درختی باشه که تو میخوای. خیلی کتابخونه‌های عمومی رو دوس دارم. حس خوبی بهم میدن وقتی لابلای قفسه‌هاس راه میرم
امتیاز: 1 0
پاسخ:
درسته کتابخونه ی عمومی هم گزینه ی خوبیه
شنبه 2 اردیبهشت 1396 ساعت 08:55
+ هانی
خیلی بی مزه میشه که هر وقت اراده کنی خواسته هات برآورده بشه اما همونقدر یا شایدم بیشتر بی مزه است که حسرت خیلی چیزا به دلت بمونه... شاید خیلی بیشتر...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله خیلی بیشتر خیلی خیلی بیشتر
شنبه 2 اردیبهشت 1396 ساعت 07:52
+ بودا
اتفاقا همچین درختی هست
اسمشم اینترنته که چند سالیه توسط کشور آمریکای جهانخوار ساخته شده
کافیه اسم کتابی رو که دوس داری بخونی رو سرچ کنی
بعد دانلود و تمام
حال کردی ؟ من الان دارم نقش غول چراغ جادو رو برات بازی میکنمااااا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انگار تنها راه یا کتابخونه یا خوندن پی دی افه
خب من پی دی اف دوست ندارم ولی ناچارم بخونم دیگه از بی کتابی بهتره
شنبه 2 اردیبهشت 1396 ساعت 03:48
+ پری شان
در مورد ژانر کتاب های مورد علاقه ت بهم بگو.
شاید بتونم برات کتاب فوروارد کنم.
آدرس ایمیلمو برات نوشتم.
خبر بده.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
جمعه 1 اردیبهشت 1396 ساعت 20:59
+ سحر
به نظرم بی انصافیه که چنان درخت خوبی وجود نداشته باشه!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
موافقم
ولی چه کنیم که وجود نداره شاید بعدها علم اینقدر پیشرفت کنه که یه درخت با میوه ی کتاب بوجود بیاد بقول رفیق هیچ کسم خدا رو کی دیده :)