X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

تانگوی چند نفره

ارامشی که نیست در جنگی هم اگر حاضر نبودیم ، جنگی در ما حاضر بوده همیشه .
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

43


سنگینی دستگاهی که مدام باید با خودم حمل کنم باعث شده از خونه نرم بیرون

دکتر میگفت کم کم بهش عادت می کنی اما محاله من به نفس کشیدن با دستگاه عادت کنم

هیچوقت  از خدا نپرسیدم چرا من ؟

اما الان میخوام بهش بگم منم حق دارم راحت زندگی کنم

پس لطفا کمی سلامتی

شیمی درمانی باز شروع شده

اینبار با دوز بالایی از دارو مواجه شدم که فکر کنم برای شیمی درمانی فیل مناسب باشه نه یه دختر پوست واستخون :))

وقتی شیمی درمانی شروع میشه یه دوره از یاس ونا امیدی هم همراهش میاد واین طبیعیه البته برای من خیلی موندگار نیست

بخاطر همین شاید تا مدتی اینجا چیزی ننویسم  البته  اخرین باری که تصمیم گرفتم ننویسم سه روز بیشتر دوام نیاوردم اما همون مدت کوتاه هم  موثر بود

 میرم تا دوره ی جدید از زندگی رو آغاز کنم

یه فکرایی تو سرمه که شاید تو دوره خلوت با خودم  اجرایی بشن

وقتی حال دلم خوب شد میام وبا هیجان از همه ی  دوره ی گذر می نویسم



نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
پنج‌شنبه 7 اردیبهشت 1396 ساعت 14:10
+ سحر
می بینم که نتونستی زیاد بدون نوشتن دوام بیاوری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بیمارستان وحشتناکه وقتی تنها هم باشی بدتر خب اومدم سراغ نوشتن که با شما حرف بزنم
گفته بودم نهایتش سه روزه :))
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 ساعت 00:23
+ آبلوموف
سلام خانم معلم
به امید سلامتی و روزهای خوب !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامت باشید عمورحیم عزیز