X
تبلیغات
زولا

تانگوی چند نفره

ارامشی که نیست در جنگی هم اگر حاضر نبودیم ، جنگی در ما حاضر بوده همیشه .
سه‌شنبه 9 خرداد 1396

57

بعد خوندن ناتور دشت دارم دومین کتاب از  سالینجر  بنام دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم  یا همون نه داستان رو میخونم   نمی دونم چرا بهم یه حس مبهم و گنگ   میده 

  و این سر درگمی کمی برام ناراحت کنندست 

انگار چند کتابی که از این نویسنده دارم وقرار بخونم  میخوان به سرنوشت ناتور دشت مبتلا بشن یعنی چند بار بخونم و همون حسی که ازش حرف زدم سر جاش باشه  اینکه به کتابی حس خوبی نداشته باشم اصلا خوب نیست از طرفی هم قرار نیست که من هر چی بخونمُ دوست داشته باشم  ولی خوندن کتابی که به دلم بچسبه باعث میشه  روزای غربت و بی همزبونی راحت تر سپری بشه فعلا که دوتا کتاب خوندم که حس وحالمُ عوض نکرد کاش کتاب بعدی واقعا حال خوب کن باشه هرچند مرجان توصیه کرده تنهایی پر هیاهو رو تو این حال نخونم ولی فعلا همین کتاب رو بعنوان کتاب بعدی در دسترس دارم وقراره بعد اتمام دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم بخونم 

شاید به پسر خالم گفتم بیشتر بهم سر بزنه و کتابای  زبان اصلی رو برام بخونه و تر جمه کنه  

این روزا خیلی کند میگذررررررررررررررررررههه


مشخصات کتاب من 

دلتنگی های نقاش خیابان چهل وهشتم

جی دی سالینجر 

ترجمه احمد گلشیری

انتشارات ققنوس


نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سه‌شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 22:01
+ سحر
بعد از "ناتور دشت" رابطه برقرار کردن با "دلتنگی ها ..." ممکنه کمی سخت باشه. اما داستان های اون مجموعه حسابی تو ذهن آدم می مونن و در درک کارهای سالینجر بسیار موثر هستند. همون قصه ی آخر رو ببین. همون پسربچه ی نابغه که چقدر در تبیین اهمیت معصومیت بچه ها در کارهای سالینجر مهمه. به جز این من اون قصه موزماهی و تقدیم به ازمه رو هم خیلی دوست داشتم.
اگه سانسورش کمتر بود دیگه چه کیفی می کردیم.
یه بار بیشتر نخوندمش اما ببین چه خوب یادم مونده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو پست بعدی توضیح دادم که مشکلم شخصیه اول باید ببینم با خودم میخوام چیکار کنم بعد سالینجر رو بخونم